
ترجمهی گزیدهی اشعار فرهاد شاکلی به زبان فارسی
گزیدهای از اشعار فرهاد شاکلی شاعر و نویسندهی نامآشنای ادبیات کُرد با عنوان «از گل نه، از دل برایت میگویم» به زبان فارسی ترجمه و منتشر گردید. این گزیده که با مشورت و اجازهی شاعر برگردانده شده، حدود ۶۰ شعر کوتاه و نیمهبلند را دربر میگیرد.
فرهاد شاکَلی شاعر کُرد به سال ۱۹۵۱ در روستای «شاکَل» از توابع شهر کِفری (در نزدیکی کرکوک) چشم به جهان گشود. این روستا در جریان عملیات نسلکشی معروف به «انفال» از سوی جنایتکاران رژیم بعث بهطور کامل با خاک یکسان شد. البته این روستا پس از سقوط صدام و بعثیها در سال ٢٠٠٣ بازسازی شد و امروزه حدود هشتاد خانوار در آنجا زندگی میکنند.
فرهاد شاکلی از اوان نوجوانی سرودن شعر را آغاز کرد. او در گفتوگو با نشریهی «سندارن» سوئد، در پاسخ این پرسش که چگونه سرایش شعر را آغاز کرد و به سمت شعر کشیده شد، میگوید: «این من نبودم که شعر را برگزیدم، بلکه شعر بود که من را برگزید. من در خانوادهای روشنفکر و کتابخوان بزرگ شدم که شعر همواره در نزد آنان جایگاه والایی داشت. من نخستین شعرم را در سن دوازدهسالگی سرودم و شانزدهساله بودم که یکی از شعرهایم در روزنامه منتشر شد. پیوند شعر و انسان در کردستان، پیوندی نیرومند و بسیار صمیمانه است.
شاکلی که دوست و همدم و همدل و همفکر «لطیف هلمت» شاعر معروف و مطرح معاصر بود، بههمراه او نقش مهمی در جریان نوگرایی شعر معاصر کُردستان داشت. وی بههمراه «لطیف هلمت» و چند تن دیگر از شاعران نوگرا در سال ۱۹۷۰ میلادی «کانون شعر کِفری» را بنیان گذاشت. این کانون در تابستان ۱۹۷۱ بیانیهای شعری موسوم به «بیانیهی دیوانگان» را منتشر کرد که تأثیر بسیاری در مدرنکردن فرم و مفهوم شعر کُردی در آن روزگار ـ یعنی روزگار پس از «عبداله گوران» (۱۹۶۲ـ۱۹۰۴م) و همنسلان او ـ داشت. این بیانیه پیش از بیانیهی «روانگه: دیدگاه» منتشر شد که «شیرکو بیکس» (۲۰۱۳ـ۱۹۴۰م) و همفکران او در سلیمانیه منتشر کردند.
نخستین شعر او با نام «همسفر من» در تابستان سال ۱۹۶۷ و در هفتهنامهی دوزبانهی (عربی ـ کُردی) «الأخبار: دهنگوباس» بغداد منتشر شد.
فرهاد شاکلی سال ۱۹۷۰ در دانشگاه بغداد به تحصیل در رشتهی زبان و ادبیات کُردی پرداخت. در سال ۱۹۷۴ به صف پیشمرگان «مُلامصطفی بارزانی» پیوست و یک سال بعد، در سال ۱۹۷۵ با انعقاد قرارداد الجزایر و شکست شورش بارزانی، وطن را ترک کرد و راهی کشور سوریه شد. او در سال ۱۹۷۷ به کشور آلمان رفت و یک سال در آنجا ماندگار شد. سپس راه سرزمین سوئد را در پیش گرفت و آنجا در دانشگاه اوپسالا به تحصیل در رشتهی زبانهای ایرانی پرداخت. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، سالها بهعنوان مدرّس در همان دانشگاه و همان رشته به آموزش دانشجویان همت گماشت.
فرهاد شاکلی علاوه بر شعر، در زمینهی داستان کوتاه و نگارش جستارها و مقالههای اجتماعی و انتقادی و تاریخی نیز آثار شایستهای منتشر کرده است. «بوی تاریکی» مجموعهای از داستانهای کوتاه شاکلی است که در سال ۱۹۹۸ به همت انتشارات «ئاراس» اربیل منتشر شده و تاکنون چند بار تجدیدچاپ شده است. مجموعهی جستارها و گفتوگوهای خواندنی این ادیب توانمند هم در قالب سه کتاب با عنوانهای «سوزنآجین»، «زبان گردباد، رؤیای نسیم» و «وقتی دایرهها و مستطیلها از هم گشوده میشوند» به چاپ رسیده است.
«از گل نه، از دل برایت میگویم» به همت انتشارات «کتاب هرمز« منتشر شده است.
خانە کتاب كُردی